یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتم درکنارش هرخزانی،چون بهاری داشتم آنقدرمشتاق او بودم که گر یک لحظه ای دور می شد از کنارم ، بیقراری داشتم بخت بامن یاربودوهیچ غمی دردل نبود شادمان بودم از اینکه غمگساری داشتم تا که بودش در بَرم،اسباب بَزمم جور بود گُلرخی، سرو قدی ، سیمین عذاری داشتم گر چه آهنگِ صدایش با دلم دمساز بود لیک من در خلوتم ، ساز سه تاری داشتم حال دلِ ویران و ، این فصل خزانم را مبین روزگاری دست در دست نگاری داشتم
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمی
گر چه دارم شکوهء بسیار، از این روزگار می سُرایم چند بیتی ، تا بماند یادگار اول از هر چیز بَرم نامی ز ایرانی ، کهن چونکه دارد ملّتی باهوش ، زرنگ و باوقار بعد ازآن هم نامی از فردوسی طوسی بریم چون به نظم آورده ، رزم رستم و اسفندیار خوش نوائیست بهر ما گاهی صدای موسیقی ضَرب از اُستاد ملک ، شهناز هم با سازِ تار شعر غمگینِ، نه وصلت دیده بودم ، کاشکی اَثری زیباست ، از استاد مرحوم شهریار و در آخر نکته ام ، این است که در هر محفلی رازِ دل ، هرگز نباید پیش کس، کرد
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمی